لافکادیو

یک نام نیست؛ یک سرنوشت است.

لافکادیو

یک نام نیست؛ یک سرنوشت است.

مرا ببخش اگر دوستت دارم

پنجشنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۱۱:۳۵ ق.ظ

هر شغلی یک ویژگی‌هایی در آدم ایجاد می‌کند. یک چیزهایی می‌طلبد و کم کم تو را به مختصاتی مجهز می‌کند که شاید بیشترشان ناخواسته باشد. شاید حتی تا مدت‌ها متوجه نباشی که چنین ویژگی‌هایی در وجودت کم‌کم شروع به رشد و نمو کرده‌اند. اما کم‌کم از عمق وجودت ویژگی‌های شغلی که آن را انتخاب کرده‌ای بیرون می‌زند. گاهی اوقات داشتن این ویژگی‌ها تو را خوشحال می‌کند. گاهی اوقات هم داشتن برخی از آن‌ها ناراحتت می‌کند. شوخی که نداریم. در دنیای این روزها باید گاهی اوقات بی‌رحم بود و اجازه نداد هر کسی از هرجایی بخواهد در کار تو سرک بکشد. بخواهد از راه نرسیده تو را دست بیندازد. گاهی اوقات باید آدم‌ها را با محدوده‌ای که مجاز به حرکت در آن هستند آشنا کرد. یکی از ویژگی‌هایی که معلم‌ها کم‌کم می‌فهمند در وجودشان دارد به وجود می‌آید نادیده گرفتن اشتباهات دیگران است. گاهی یک شیطنت کوچک در کلاس رخ می‌دهد چشم و ابرویی و خنده‌ای رد و بدل می‌شود. تو می‌دانی این شیطنت کوچک رخ داده، اما از آن می‌گذری و اجازه می‌دهی کلاس جریان یابد. کشیدن ترمز کلاس در هر زمانی کار درستی نیست. این ویژگی کم‌کم در تمام ابعاد زندگیت وارد می‌شود. در خانه چشم پوشی می‌کنی در وبلاگ از برداشت‌های اشتباه این و آن چشم‌پوشی می‌کنی و در خواندن کامنت‌ کوچک‌ترهایی که وقایع را با نگاه خودشان و از پنجره دنیای خودشان می‌بینند. گاهی اوقات به خودت می‌گویی شاید اصلا چنین کامنتی اگر چند دقیقه بیشتر گذشته بود هرگز ارسال نمی‌شد؛ و می‌گویی پس بیا فکر کنیم هرگز ارسال نشده است...

چند روز پیش که نوشتم دلبر هم دلبرهای قدیم... دلبر ناراحت و دلخور شده بود. آمد در اتاقم و کنارم نشست.  ماگ دمنوش بنفشه‌ام را برداشت و سر کشید و نشست نگاهم کرد. گفت شاید اگر چند دقیقه بیشتر صبر می‌کردی اصلا چنین پستی ارسال نمی‌شد؟ نه؟ خندید و با دستش با ماگ من بازی می‌کرد. گفتم راستش را بخواهی تمام حرفم همین شعر رسول یونان بود. همین که می‌گوید:

این ابرها را/ من در قاب پنچره نگذاشته‌ام/ که بردارم/ اگر آفتاب نمی‌تابد/ تقصیر من نیست/ با این همه شرمنده تو ام/ خانه‌ام/ در مرز خواب و بیداری‌ست/ زیر پلک کابوس‌ها/ مرا ببخش اگر دوستت دارم/ و کاری از دستم بر نمی‌آید.

بلند شد. خندید و گفت: دمنوش برایت بیاورم؟

  • ۹۶/۰۷/۱۳
  • لافکادیو